لغت نامه دهخدا
پرصبری. [ پ ُ ص َ ] ( حامص مرکب ) پرشکیبی. مقابل کم صبری.
پرصبری. [ پ ُ ص َ ] ( حامص مرکب ) پرشکیبی. مقابل کم صبری.
پرشکیبی مقابل کم صبری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از وفور گریه گردیدم به بی صبری علم آبروی دیده و دل رفت بر باد از سرشک
💡 در ۱۲ دی ۱۳۹۹، رضاییان، مدافع تیم فوتبال الدحیل پس از آن که در فهرست مازاد صبری لموشی، سرمربی این تیم قرار گرفت، به صورت قرضی به تیم فوتبال السیلیه پیوست.
💡 نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری که چندان لحن میسازد همی نالد ز کم صبری
💡 نازلی صبری (به عربی: ملکة نازلی بنت صبری) (زاده ۲۵ ژوئن ۱۸۹۴ – درگذشته ۲۹ مه ۱۹۷۸)، ملکه مصر و همسر ملک فؤاد بودهاست.
💡 گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بود لشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را
💡 خواهی بگو خواهی مگو صبری ندارم من از او ای روی او امسال من ای زلف جعدش پار من