لغت نامه دهخدا
پر زاد و رودی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پر زاد و رود.
پر زاد و رودی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پر زاد و رود.
حالت و چگونگی پرزاد و رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر حال اين سه دستور جامع در زمينه خودسازى و آمادگى براى پيروزيها در سايهلطف الهى است، و اين زاد و توشه اى است در مسيروصول به اهداف بزرگ.
💡 خوشا بر حال آن كس كه به ياد معاد و عالم آخرت باشد و زاد و توشه بر اين سفر درازبسيار بردارد.(618)
💡 رهنما ای رهنما و دستگیر ای دستگیر بیدلیل و زاد و مرکب در سفر افتادهایم
💡 ستبدى لك الايام ما كنت جاهلا و ياتيك بالاخبار من لم تزود (به زودى ايام حقايقى را براى تو آشكار مى كند كه از آن آگاه نبودى - و اخبارى راكسانى براى تو مى آورند كه زاد و توشه اى براى آنها تهيه نديده اى ).
💡 خنک برق کاو جان به گرمی سپرد به یک لحظه زاد و به یک لحظه مرد
💡 رو رو بُتا با قافله بردار زاد و راحِله منزل گذار و مرحله وانزِل علی صَدر الوری