فرهنگ عمید
پرگیرودار، پرشوروغوغا.
پرگیرودار، پرشوروغوغا.
( صفت ) پرگیر ودار پر شور و غوغا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی جانور گونه پر جنگ و جوش که هرکش بدیدی برفتی ز هوش
💡 قصه پر جنگ و پر هستی و کین میفرستد پیش شاه نازنین
💡 جهان باز پر جنگ و پر جوش گشت دو لشکر ز کینه زره پوش گشت
💡 چو آورد لشکر به نزدیک فور یکی نامه فرمود پر جنگ و شور
💡 بدان ای گو گرد پر جنگ و تاب یل نامجو پهلو کامیاب