فرهنگ معین
(پُ. کَ دَ ) (مص م. ) پختن.
(پُ. کَ دَ ) (مص م. ) پختن.
( مصدر ) پختن طبخ کردن ( این نانوایی پخت نمی کند. )
پختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گچهای پلیمری طی عملیاتهای پخت، میکرونیزه شدن و اضافه کردن مواد افزودنی همچون پرلیت، مواد سلولزی آهک هیدراته، مواد پلیمری، اسید سیتریک، اسید تارتاریک، هوستاپور و … معایب گچ سنتی را از بین برده و ویژگیهای جدیدی به گچ افزودهاست
💡 نقش شکر تنها در شیرین کردن کیک نیست بلکه نقش مهم آن ثابت نگهداشتن حبابهای ایجاد شده در تخم مرغ است. همچنین شکر در ایجاد بو و رنگ پس از پخت، در کیکهای اسفنجی و کرهای نیز نقش دارد.
💡 ( مردم زحمتکش این روستا برای پخت و پز و گرم کردن خانه هایشان ناچار به استفاده از هیزم و کپسول های گاز هستند)
💡 ۷. پیش از پخت پای و تارت با چنگال یا غلتک خمیر بر روی سطح خمیر پهن شده، سوراخهای متعددی ایجاد میشود. با ایجاد چنین سوراخهایی بخارآب تا حدی خارج شده و از باد کردن بیش از اندازه خمیر یا نامنظم شدن آن جلوگیری میشود و ارتفاع خمیر به یک میزان خواهد شد. همچنین این عمل مانع کوچک شدن خمیر پس از پخت میشود.