لغت نامه دهخدا
( پای در سنگ آمد••• ) پای در سنگ آمدن. [دَ س َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پای بسنگ آمدن. پای بسنگ خوردن. برخوردن به مانعی سخت. نومید شدن:
به پیش صیت احسانت گه پیمودن عالم
صبا را پای در سنگ آمده ست از تنگ میدانی.ابوعلی حسین مروزی.
( پای در سنگ آمد••• ) پای در سنگ آمدن. [دَ س َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پای بسنگ آمدن. پای بسنگ خوردن. برخوردن به مانعی سخت. نومید شدن:
به پیش صیت احسانت گه پیمودن عالم
صبا را پای در سنگ آمده ست از تنگ میدانی.ابوعلی حسین مروزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی دوم چون بیخودی در کویت ار بختم بدی یا پای در سنگ آمدی یا سر به دیوار آمدی