لغت نامه دهخدا
پا دررفتن. [ دَرْ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پا دررفتن کسی را؛ سکندری خوردن. شکوخیدن. لغزیدن. زَل. عَثر. عِثار. عَثیر. زَلل. زُلول. مَزلة. || ورشکست شدن.
پا دررفتن. [ دَرْ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پا دررفتن کسی را؛ سکندری خوردن. شکوخیدن. لغزیدن. زَل. عَثر. عِثار. عَثیر. زَلل. زُلول. مَزلة. || ورشکست شدن.
( مصدر ) ۱ - لغزیدن سکندری خوردن شکوخیدن. ۲ - ور شکست شدن.
💡 اونیل میگوید زمانی که اونیل درخواست جکسون را دررفتن به مراسم آغاز اکران فیلم ویز رد کرد رابطهشان به پایان رسید. این درخواست را نمایندهٔ اونیل رد کرده بود زیرا «شاید از نظر او جکسون هنوز به اندازهٔ کافی یک ستاره نشده بود». اونیل گفت که با وجود آن که جکسون بعد از آن ماجرا هرگز با او صحبت نکرد اما باز هم جکسون را دوست داشت.
💡 دلیلهای گوناگونی برای انقراض جانداران وجود دارد و این خود برآمده از انواع بیشمار جانداران است. سادهترین دلیل انقراض یک گونه، از دست دادن توانایی زایش آن یا ناتوانی دررفتن به شرایط بهتر آب و هوایی است. هنگامی نیز که یک جانور در طول زمان توانایی خود برای رقابت با دیگر جانداران برای بهدست آوردن غذا را از دست میدهد، منجر به انقراض خود میشود.
💡 همچنین یکی از پیشفرضها این است که امکان دارد خلبان با تجربهٔ هواپیما پس از وقوع یک آتشسوزی سعی دررفتن به نزدیکترین فرودگاه در لنکاوی را داشتهاست و در نتیجه چرخش اولیهٔ هواپیما از مسیر طبیعیاش به سمت لنکاوی به همین دلیل رخ داده باشد.
💡 ((عمروبن قيس )) اضافه مى كند: وقتى ديدم همه ياران حسين بن على بجز سويد بنعمرو و بشر حضرمى به شهادت رسيدند به خدمت آن حضرت آمده و عرضه داشتم: يابنرسول اللّه ! مى دانى كه در ميان من و شما شرطى بود، حضرت فرمود راست مى گويىولى چگونه مى توانى از اين معركه جان سالم ببرى ؟ اگر توانايى آن را دارى دررفتن آزادى.
💡 در عملیات حلقهزنی، از جا دررفتن یا برآمدگی همیشه باید از قالب دور شود. این امر با جلوگیری از آسیبهای غیرضروری ناشی از خراشیدگی به افزایش طول عمر قالب کمک میکند. ضربه باید به اندازه مورد نیاز حلقه باشد. حلقهزنی اغلب بهعنوان بخشی از شکلدهی پیشرونده عملیات چندگانه و تولید بالا انجام میشود.