پا به پا کردن

مترادف‌ها

همگام شدن

فرهنگ معین

(بِ. کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - مردد بودن. ۲ - درنگ کردن.

ویکی واژه

مردد بودن.
درنگ کردن.

جمله سازی با پا به پا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کوی یار است و به هر گوشه بلا ریخته است پا به هرجا که نهی خار جفا ریخته است

💡 شرکت صنایع شیر ایران با خرید امتیاز این تیم در سال ۱۳۸۱ پا به عرصه فوتبال گذاشت و با نام پگاه گیلان در مسابقات لیگ دسته اول فوتبال کشور حضور یافت.

💡 برانت اولین جام جهانی خودش را در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه تجربه کرد و در ۳ بازی مانشافت در روسیه به عنوان یار تعویضی پا به زمین گذاشت

💡 خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند همچو نقش پا به خود آیینه‌دارم کرده‌اند

💡 به کوشش نیست دولت، پا به دامان توکل کش که سرو از خاک بیرون با دل آزاد می‌آید

💡 ده سال تمام روى انگشتان پا به نماز ايستاد چندان كه پاهايش ورم كرد. و رخساره اشبه زردى گراييد.

💡 او تمام مدت تلاش کرد تا با پا به پا کردن دوست خود در مسیر دشوار زندگی، باعث شود که او احساس تنهایی و ناامیدی مطلق نکند.

💡 در این سفر طولانی و پرماجرای تاریخی، همراهان تلاش می‌کردند با پا به پا کردن کاروان، از رسیدن به مقصد در زمان مقرر اطمینان کامل داشته باشند.

💡 مادر با عشق و مهربانی، تمام سال‌های حساس کودکی فرزندش را با پا به پا کردن او و حمایت از تمام تصمیمات او در زندگی سپری کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران