وک وکه

لغت نامه دهخدا

( وکوکة ) وکوکة. [ وَک ْ وَ ک َ ] ( ع مص ) گرد گردیدن به رفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || گریختن از جنگ. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) هدیر کبوتر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

جمله سازی با وک وکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق و مستوری و عفت که شنیدست وکه دید؟ این کمالیست که از ذرات تو در نشو و نماست

💡 کاریز کند و نهر برآورد و رود ساخت سد بست وکه شکست و روان‌کرد جویبار

💡 چشم تو مست و لبت آتش سوزان وکه دید مست اندر حرم و آتش سوزان به حرم

💡 فلک‌تاز و مه‌سیر وکه‌کوب و شخ‌بر کم‌آسای و پر تاب و ره‌پوی و رهبر

💡 که دیده وطن سازد وکه سینه مقام یعنی که در آب و آتشم دور از تو

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز