لغت نامه دهخدا
ونه بن. [ وَ ن َب ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل. سکنه آن 210 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
ونه بن. [ وَ ن َب ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل. سکنه آن 210 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر گاه که بُناگوش بَکشی کَمُون ته هر روزْ صد وارْ، ونه بئوئمْ قربونْ ته
💡 نه دل بکفم آمد ونه دامن دلدار این سر عجب جز بدرشاه نخوانم
💡 گر برخیزد پردهٔ پندار از پیش او ماند و او، نه تو بمانی ونه من
💡 اقبال بلند است کسی را که به عشقت نه درپی نام است ونه پروا کند از ننگ
💡 نه داد ماند ونه دین ز دیو پر شود زمین فتد خمار ظلم و کین به مغز ذوالخمارها
💡 10 ( بسم اللّه ) بيانگر انگيزه ماست، يعنى خدايا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت ها ونه جلوه ها و نه هوس ها.