وعده کردن

مترادف‌ها

قول دادن، تعهد دادن، پیمان بستن

متضادها

عهدشکنی کردن

لغت نامه دهخدا

وعده کردن. [ وَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعیین وقت برای اجرای امری کردن. قول دادن به کسی اجرای امری را. قول دادن. تعهد کردن:
بر یخ بنویس چون کند وعده
گفتار محال و قول خامش را.ناصرخسرو.یا وعده مکن که می فرستم
یا وعده خویش را وفا کن.سعدی.

فرهنگ فارسی

(مصدر )- قول دادن بکسی برای اجرای امری را. ۲ - تعیین وقت برای اجرای امری کردن.

جمله سازی با وعده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر کنی وعده هم ای یار غلط وعده چه سود که نیائی و تقاضای تو نتوان کردن

💡 مسواک کردن دندان‌ها پیش و پس از خواب و پس از هر وعده غذایی، استفاده کردن نخ دندان و شستشوی دهان چند بار در روز بوی بد دهان را کاهش می‌دهد. مسواک کردن دندان‌ها به غیر از اینکه بوی بد دهان را از بین می‌برد برای لثه‌ها و دندان‌ها و سلامت بدن مفید است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران