واحد پیکربندی
مترادفها
واحد ساختاری، واحد چیدمان
فرهنگستان زبان و ادب
{configurational unit} [شیمی] نوعی واحد مولکولی که یک یا چند جایگاه تعریف شدۀ فضاهمپاری دارد
ویکی واژه
نوعی واحد مولکولی که یک یا چند جایگاه تعریفشدۀ فضاهمپاری دارد.
جمله سازی با واحد پیکربندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای مثال، اگر قرار باشد که یک دستورالعمل جمع اجرا شود، ورودیهای واحد محاسبه و منطق به یک جفت از منابع عملوند (اعدادی که قرار است جمع شوند) متصل میشوند، سپس ALU، طوری پیکربندی میشود تا یک عمل جمع را انجام دهد و حاصل جمع عملوندهای ورودیهای آن، در خروجی آن ظاهر میشود، و خروجی ALU، به محل ذخیره ای (مثلاً، یک رجیستر یا حافظه) که قرار است حاصل جمع را دریافت کند، متصل میشود. هنگامی که یک پالس ساعت رخ میدهد، این حاصل جمع، به محل ذخیره منتقل میشود و اگر حاصل جمع خیلی بزرگ باشد (یعنی بزرگتر از اندازه کلمهٔ خروجی ALU) باشد، آنگاه، یک فلگ سرریز محاسبه ای ست خواهد شد.
💡 در مدیریت شبکههای کامپیوتری، هر واحد پیکربندی شامل تنظیمات خاصی است که برای عملکرد صحیح سختافزارها و نرمافزارها در شبکه ضروری میباشد.
💡 پس از نصب سیستمهای جدید، متخصصان آیتی باید هر واحد پیکربندی را به دقت بررسی کنند تا از عدم تداخل در فرآیند تبادل دادهها مطمئن شوند.
💡 تغییر در هر واحد پیکربندی از تنظیمات سرور ممکن است باعث اختلال در دسترسی کاربران به سرویسهای آنلاین و وبسایتهای شرکت شود.