هچ و مچ
مترادفها
هر چیزی، هر و مر
لغت نامه دهخدا
هچ و مچ. [ هََ چ ْ چ ُ م َ ] ( اِ صوت ) آواز بوسه. ( آنندراج ):
شنیدم از درعشرت سرا که خوش کوک است
نوای هچ و مچ بوسه با غزل خوانی.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
(اسم ) آواز بوسه: (( شنیدم ازدرعشرت سراکه خوش کوکاست برای هچ ومچ بوسه باغزل خوانی. ) ) ( فوقی یزدی )
جمله سازی با هچ و مچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هچ و همسرش ایلین هنسن در ۲۸ اوت ۱۹۵۷ ازدواج کردند. این دو صاحب شش فرزند شدند.
💡 او در تمام طول این پرونده قضایی، سعی کرد تا هچ و مچ اطلاعاتی را که مربوط به خود او بود، از پلیس مخفی کند.
💡 در بحثهای سیاسی اخیر، هیچکس حاضر نیست هچ و مچ حقیقت را درباره اتفاقات پشت پردهای که رخ داده است، به درستی بیان کند.
💡 او در امتحان بسیار باهوش بود و توانست هچ و مچ سوالات سخت را با دقت و سرعت بسیار بالایی به درستی پاسخ دهد.