لغت نامه دهخدا
هچ و مچ. [ هََ چ ْ چ ُ م َ ] ( اِ صوت ) آواز بوسه. ( آنندراج ):
شنیدم از درعشرت سرا که خوش کوک است
نوای هچ و مچ بوسه با غزل خوانی.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
هچ و مچ. [ هََ چ ْ چ ُ م َ ] ( اِ صوت ) آواز بوسه. ( آنندراج ):
شنیدم از درعشرت سرا که خوش کوک است
نوای هچ و مچ بوسه با غزل خوانی.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
(اسم ) آواز بوسه: (( شنیدم ازدرعشرت سراکه خوش کوکاست برای هچ ومچ بوسه باغزل خوانی. ) ) ( فوقی یزدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هچ و همسرش ایلین هنسن در ۲۸ اوت ۱۹۵۷ ازدواج کردند. این دو صاحب شش فرزند شدند.