هوس رسیده
لغت نامه دهخدا
هوس رسیده.[ هََ وَ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه در هوس باشد. آنکه هوس او برانگیخته شده باشد:
هر جا که هوس رسیده ای بود
تا دیده بر او نزد، نیاسود.نظامی.
فرهنگ فارسی
آنکه در هوس باشد که هوس او بر انگیخته شده باشد
جمله سازی با هوس رسیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جایی رسیده پاس تو کز بهر خواب امن بگرفت فتنه را هوس کوک و کو کنار
💡 نفس رسیده به آخر، هوس نماند جز این که بشنوم ز تو کاین مردان از برای من است
💡 او که همیشه برای تصمیمات بزرگ خود نیاز به فکر کردن داشت، ناگهان با یک تصمیم هوس رسیده، تمام داراییاش را در یک بازی پرخطر از دست داد.
💡 هر کسی نمیتواند با یک هوس رسیده و بدون برنامهریزی قبلی، وارد بازار پرنوسان ارز و طلا شود، زیرا این کار میتواند منجر به خسارتهای جبرانناپذیر شود.
💡 او با همان نگاه هوس رسیده و بیپروا، بدون توجه به خطرات احتمالی مسیر، تصمیم گرفت که سفر خود را به مناطق دورافتاده و ناشناخته آغاز کند.