لغت نامه دهخدا
هندسه باز. [ هَِ دِ س َ /س ِ ] ( نف مرکب ) کنایه از محیل و مکار. ( آنندراج ).
هندسه باز. [ هَِ دِ س َ /س ِ ] ( نف مرکب ) کنایه از محیل و مکار. ( آنندراج ).
کنایه از محیل و مکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منون تعریف دوم را ارائه میدهد: فضیلت این است که آدمی بتواند بر دیگران فرمانروایی کند. سقراط میگوید این حکم در بارهٔ کودکان وبندگان صادق نیست و در ضمن آیا به عدل فرمان براند یا به ظلم. منون میگوید بدیهی است که عدالت فضیلت است سقراط میگوید عدالت فضیلت است یا یکی از فضایل است. و اگر یکی از فضایل است ما باز به آن صورت واحد نرسیدیم. سقراط برای اینکه به منون بیاموزد صورت واحد یعنی چه شکل و رنگ را مطابق هندسه و نظر امپدوکلس تعریف میکند و بعد از منون میخواهد که صورت واحد فضیلت را تعریف کند.
💡 به دنبال دستاوردهای گالوا، نظریه گروهها جای خود را در بسیاری از زمینههای ریاضی باز کرد؛ مثلاً، ریاضیدان آلمانی فلیکس کلاین (۱۸۴۹–۱۹۲۹) در آنچه که به برنامه اِرلانگر معروف است، سعی کرد که تمام هندسههای موجود را بر حسب گروه تبدیلهایی که تحت آنها ویژگیهای هندسه ناوردا بودند تدوین کند.