همت بستن
مترادفها
قصد کردن، اراده کردن، تصمیم گرفتن، عزم کردن
لغت نامه دهخدا
همت بستن. [ هَِ م ْ م َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ابراز بلندنظری:
کف نیاز به حق برگشای و همت بند
که دست فتنه ببندد خدای کارگشای.سعدی.
فرهنگ معین
(هِ مَّ. بَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - عزم جزم کردن. ۲ - توجه و همُ خود را صرف کسی یا چیزی کردن.
فرهنگ فارسی
(مصدر )۱- عزم جزم کردن قصد کاری کردن. ۲- توجه و هم خود را صرف کسی یاچیزی کردن: جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست ز مهر او چه می پرسی ? در او همت چه می بندی ? ( حافظ )
ویکی واژه
عزم جزم کردن.
توجه و همُ خود را صرف کسی یا چیزی کردن.
جمله سازی با همت بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لب بستن از طلب روش همت است و بس گفتم مخواه تن زن و صد داستان مخواه
💡 ملتها باید برای دستیابی به آزادی و استقلال، با قدرت و اتحاد با هرگونه ظلم و استبداد در سطح جهانی همت بستن و مبارزه کنند.
💡 دانشمندان از سراسر جهان تصمیم گرفتند برای حل بحران تغییرات اقلیمی، با یکدیگر همت بستن و پروژههای علمی بزرگ را با هم آغاز کنند.
💡 ما باید با همکاری تمام بخشهای مختلف جامعه، برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور با تمام توان همت بستن و تلاشهای خود را ادامه دهیم.