هفتاد گام
لغت نامه دهخدا
هفتادگام. [ هََ ] ( اِ مرکب ) اشاره از بسیار گام. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه ).
فرهنگ فارسی
اشاره از بسیار گام
جمله سازی با هفتاد گام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نشان کف پایش آنجا تمام بدیدند هر پی چو هفتاد گام
💡 و كسى كه كار نابينايى را انجام دهد و در راه انجام شدن آن گام بردارد، خداىمتعال او را از دو چيز رهايى مى دهد: جهنم و نفاق و نيز هفتاد هزار حاجت او را در همين دنيا برآورده نموده و تا زمانى كه باز گردد، پيوسته غرق در رحمت خداىمتعال است.
💡 محمدی اگرچه سابقه بازداشت در اواخر دهه هفتاد شمسی را دارد اما بازداشت او در سال ۱۳۸۹ در مقام نایب رئیسی و سخنگویی کانون مدافعان حقوق بشر بود که نامش را بیش از پیش در کانون توجه قرار داد. محمدی در همان دوران علاوه بر کانون مدافعان حقوق بشر در شورای ملی صلح به عنوان رئیس هیئت اجرایی آن فعال شد و بعدها در کارزار «لغو گام به گام اعدام»، موسوم به «لگام» مشغول به فعالیت شد.
💡 کسی هفتاد سال از مکر و تلبیس نهد گام ای عجب بر گامِ ابلیس
💡 او پس از اینکه با دقت تمام مسیر را بررسی کرد، تنها هفتاد گام با قدمهای بلند برداشت تا به مقصد مورد نظرش برسد.
💡 برای رسیدن به آن درخت قدیمی که در انتهای باغ قرار داشت، باید حدود هفتاد گام از ایوان اصلی خانه به سمت جلو حرکت میکردی.
💡 با برداشتن تنها هفتاد گام در این مسیر کوتاه و هموار، توانستیم به بالای تپه برسیم و منظرهای زیبا از کل روستا را ببینیم.