لغت نامه دهخدا
افشرده گام. [ اَ ش ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) استوارگام.گام سخت. آنکه گامش محکم و استوار باشد:
چنان زورمندند و افشرده گام
که یک تن بود لشکری را تمام.نظامی.
افشرده گام. [ اَ ش ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) استوارگام.گام سخت. آنکه گامش محکم و استوار باشد:
چنان زورمندند و افشرده گام
که یک تن بود لشکری را تمام.نظامی.
استوار گام گام سخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان زورمندند و افشرده گام که یک تن بود لشگری را تمام