لغت نامه دهخدا
( هزارآستین ) هزارآستین. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) کنایت از دریاست، چه هر شعبه از آن به منزله آستینی است. ( برهان ).
( هزارآستین ) هزارآستین. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) کنایت از دریاست، چه هر شعبه از آن به منزله آستینی است. ( برهان ).
( هزار آستین ) (اسم ) دریا ( چه هرشعبهای از آن بمنزل. آستینی است ) بر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم دست هزار آستینی هم صدر هزار آستانه
💡 هزار آستین بادت و جبه صد گراز در بود گوی جیبت رسد
💡 گر هزار آستین برافشانی ندهندت زیاده از روزی
💡 منت او راست هزار آستین بر کمر کوه و کلاه زمین