هر ایینه

لغت نامه دهخدا

( هرآیینه ) هرآیینه. [ هََ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) هرآینه. ناچار و لاعلاج و لابد و بی شک و بی دغدغه و علی کل حال:
ندارم هرآیینه از شاه راز
و گرچه بخواهد زمن گفت باز.فردوسی.هرآیینه خرد داری و دانی
که تو امروز در شهر کسانی.فخرالدین اسعد.|| ( ص ) ظاهر و روشن. || واجب. ( برهان ). رجوع به هرآینه شود.

فرهنگ فارسی

( هر آیینه ) ۱- هر آینه: ((هر آیینه خردداری ودانی که توامروز درشهرکسانی... ) ) (ویس ورامین ) ۲-(صفت ) هر آینه.

جمله سازی با هر ایینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر در فکر گردی مرد کامل هر آیینه که گویی نیست باطل

💡 هر آیینه تو نپسندی که در من به زشتی راه یابد گفت دشمن

💡 هر آیینه ترا بینم در اینجا بجز تو هیچ نگزینم در اینجا

💡 در این آیینه هر آیینه دانی که بنمائی همه راز نهانی

💡 بر اورنگ و اقبال شایسته باش پس آنگه هر آیینه دانسته باش

💡 هر آیینه جلالت باز دیدم در اینجا گه جمالت باز دیدم

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز