لغت نامه دهخدا
هاژ و واژ. [ ژُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) حیران و سرگردان. سرگشته. سر در گریبان فروبرده. ( ناظم الاطباء ). هاج و واج ( در تداول عامه ).
هاژ و واژ. [ ژُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) حیران و سرگردان. سرگشته. سر در گریبان فروبرده. ( ناظم الاطباء ). هاج و واج ( در تداول عامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیواژی و واژ پریشی از دیگر برابرهای بهکار رفته در فارسی است.
💡 علاوه بر این مجلات منتشر شده در کشورهای اروپایی، واتی (۱۹۹۷ء۱۹۹۸) که اولین مجله ای است که بهطور کامل به زبان زازا در ترکیه منتشر شد است و میراز (۲۰۰۶) و ونگ و واژ (۲۰۰۸) از دیگر مجلات مهمی هستند که در زبان زازا در ترکیه منتشر شد.
💡 بیامد یکی مرد مهترپرست بباغ از پی و واژ و برسم بدست