نیک وفا

متضادها

بی‌وفایی، خیانت

لغت نامه دهخدا

نیک وفا. [ وَ ] ( ص مرکب ) خوش قول. وفادار. رجوع به نیک وفائی شود.

فرهنگ فارسی

خوش قول. وفادار.

جمله سازی با نیک وفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وان یکش این کز تو ز راه وفا رفت چو نیکی بکسی کن رها

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران