لغت نامه دهخدا
نیک جو. ( نف مرکب ) نیک خواه:
دو پرخاشجوی و یکی نیک جوی
گرفتند پرسش نه بر آرزوی.فردوسی.
نیک جو. ( نف مرکب ) نیک خواه:
دو پرخاشجوی و یکی نیک جوی
گرفتند پرسش نه بر آرزوی.فردوسی.
نیکخواه
اسم: نیک جو (پسر) (فارسی) (تلفظ: n.-ju) (فارسی: نيکجو) (انگلیسی: nik-ju)
معنی: نیک خواه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهستان بنت، یکی از دهستان های بخش بنت شهرستان نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 هادی حیدری، داوود شهیدی، مانا نیستانی، جمال رحمتی و نیک آهنگ کوثر.
💡 درنگ پشت، روستایی از توابع بخش لاشار شهرستان نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 وان دل که ز خوی خوش خود در همه پیوست امروز طمع از بد و از نیک بریده است
💡 هنر بباید تحصیل کرد مردان را وگر نداشت هنر نام او به نیک مبر
💡 به گفته نیک برومل، مرگ نفس تجربهای آرامبخش اما ترسناک است، که ممکن است منجر به پذیرفتن این حقیقت شود که خود واقعی وجود ندارد.