نیم جوان

لغت نامه دهخدا

نیم جوان. [ ج َ ] ( ص مرکب ) مردی که نصف عمر خود را گذرانیده باشد. ( ناظم الاطباء ). کسی که به اواسط جوانی رسیده باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). || اسب رام نشده و دست آموز نگشته. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - کسی که باواسط جوانی رسیده. ۲ - اسب رام نشده و دست آموز نگشته.

جمله سازی با نیم جوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک میلیونر زیاده خواه چهار جوان را به شرکت در یک مسابقات جنسی دعوت می‌کند - بازی با جایزه نیم میلیون دلار. هدف این است که در ۵ روز اقامت در استراحتگاه ساحلی هرچه بیشتر زنان را اغوا کنید. اما اهداف آسان نیستند.

💡 تلویزیون العان با حمایت از مسائل زنان، روشن کردن زندگی زنان عرب که نیمی از جامعه هستند و هدف قرار دادن گروه جوانان از طریق برنامه‌های سرگرم‌کننده، واقع‌بینانه و انسان‌دوستانه خود که به شدت علایق آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، متمایز است.