لغت نامه دهخدا
نی بر سر بهار. [ ن َ / ن ِ ب َ س َ رِ ب َ ] ( اِ مرکب ) نوائی یا آهنگی از موسیقی. ( یادداشت مؤلف ):
بلبل به زخمه گیرد نی بر سر بهار
چون خواجه خطیر برد دست را به می.منوچهری.
نی بر سر بهار. [ ن َ / ن ِ ب َ س َ رِ ب َ ] ( اِ مرکب ) نوائی یا آهنگی از موسیقی. ( یادداشت مؤلف ):
بلبل به زخمه گیرد نی بر سر بهار
چون خواجه خطیر برد دست را به می.منوچهری.
( اسم ) آهنگی است از موسیقی قدیم: (( بلبل بزخمه گیردنی بر سر بهار چون خواج. خطیر برد دست را به می. ) ) ( منوچهری. د. چا. ۱۳: ۲ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میگشت دین و کیشم من مست وقت خویشم نی نسیه را شناسم نی بر کسم حواله
💡 در دلم بنشستهای بیرون میا نی برون آی از دلم در خون میا
💡 آباد آن دلی که به بستان کنون بود چندان درنگ نی بر چندان شتاب گل
💡 با آن که لبش داد منادی محبت نی بر سر مهر آمد و نی عهد وفا کرد
💡 ای دریغا عمرمان بر باد رفت عمرمان نی بر طریق داد رفت
💡 مگر این تب به شما طایفه خواهند برید کز سر لرزه چو نی بر سر پائید همه