لغت نامه دهخدا
نگران داشتن. [ ن ِ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) در انتظار داشتن. منتظر گذاشتن. در بیم وامید باقی گذاشتن. مشوش و مضطرب داشتن:
روزگاری است که ما را نگران می داری
مخلصان را نه به وضع دگران می داری.حافظ.
نگران داشتن. [ ن ِ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) در انتظار داشتن. منتظر گذاشتن. در بیم وامید باقی گذاشتن. مشوش و مضطرب داشتن:
روزگاری است که ما را نگران می داری
مخلصان را نه به وضع دگران می داری.حافظ.
( مصدر ) ۱ - منتظر داشتن: روزگاریست که ما را نگران میداری مخلصان را نه بوضع دگران میداری. ( حافظ ) ۲ - مشوش داشتن پریشان داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب بعد، در راو پس از رسلمانیا، دِ مَن بکی لینچ قهرمان جدید هردو کمربند زنان اسمکداون و راو از همه تماشاگران بخاطر همه پشتیبانیشان سپاسگزاری کرد و گفت "فلر و رَوزی از داشتههایشان میگفتند، ولی من در رسلمانیا بدون هیچ چیزی وارد رینگ شدم و با همه چیز بیرون آمدم" او گفت که نگران فلر نیست چرا که خانواده مکماهون برای اینکه او زیاد ناراحت نشود، یک کمربند تگ تیم یا چیزی شبیه آن را به او خواهند داد ولی رَوزی میتواند هر وقت آمادگی دارد مسابقه مجدد خود را با لینچ داشته باشد. او بخاطر داشتن هردو کمربند، خود را "بِکی تو بِلتس" نامید. سپس به همه زنان کشتیگیر کمپانی هشدار داد و گفت آماده است با آنها مبارزه کند. در حالیکه او مشغول بیرون رفتن بود، لِیسی اِوِنس وارد میدان شد و به او حمله کرد و آندو برای چند لحظه با هم زد و خورد کردند. شب بعد در اسمکداون، بکی گفت اگرچه هفته بعد، تغییر برَند برای برخی کشتیگیران انجام خواهد شد، این برای او فرقی ندارد چون او بعنوان قهرمان کمربندهای هردو برَند، در هردو برنامه راو و اسمکداون حاضر خواهد بود. او همچنین دوباره به همه کشتیگیران هشدار داد و گفت "من از جهنم گذشتم تا این دوکمربند را به دست آوردم؛ پس بدانید که برای بهدست آوردن آنها، با یک اهریمن مو قرمز طرف هستید". وقتی او در حال خروج از رینگ بود دوباره اِوِنس از پشت به او حمله کرد.