لغت نامه دهخدا
نکوزلفی. [ ن ِ زُ ]( حامص مرکب ) زلفی آراسته و زیبا داشتن:
شمشاد نگر بدان نکوزلفی
گلنار نگر بدان نکوچهری.منوچهری.
نکوزلفی. [ ن ِ زُ ]( حامص مرکب ) زلفی آراسته و زیبا داشتن:
شمشاد نگر بدان نکوزلفی
گلنار نگر بدان نکوچهری.منوچهری.
زلفی آراسته و زیبا داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنبل بسان زلفی با پیچ و با عقد زلف آن نکو بود که به پیچ و عقد بود