نو دمیدن

مترادف‌ها

دمیدن دوباره

متضادها

از بین بردن

لغت نامه دهخدا

نو دمیدن. [ ن َ / نُو دَ دَ ] ( مص مرکب ) تازه روییدن. سر زدن:
آمد نوروز و نو دمید بنفشه
بر ما فرخنده باد و بر تو مرخشه.منجیک.

فرهنگ فارسی

تازه روییدن ٠ سرزدن ٠

جمله سازی با نو دمیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نرخ توان بالای دارو (تغذیه اکستروژن)، عملکرد بدون حلال و افزایش سطح محصول، دمیدن مذاب را به یک تکنیک فرمولاسیون جدید امیدوارکننده تبدیل کرده‌است.

💡 خزان پیش از دمیدن بود منظور بهار من کتان در پنبگی می‌داد عرض سیر مهتابم

💡 هر چند شب غفلت و مستیت دراز است ما بر همه چون صبح بخواهیم دمیدن

💡 با این حال، در قرن اول پس از میلاد، صنعت، رشد فنی سریعی را تجربه کرد که شاهد معرفی دمیدن شیشه و تسلط شیشه‌های شفاف یا «آکوا» بود. در پایان قرن اول میلادی، تولید در مقیاس بزرگ، عمدتاً در اسکندریه، منجر به تأسیس شیشه به عنوان یک ماده رایج در جهان روم شد.

💡 این است آن آفریده نیک در میان آفریدگان سپندمینو که از نیمه شب تا دمیدن خورشید، هزاران آفریده اهریمن را می‌کشد»

💡 بر گلستانی که از صد گل یکی نشکفته است چون خزان افسون بیرحمی دمیدن زود بود

💡 با اجرای سیاست‌های اقتصادی جدید و اصلاحات ساختاری، تلاش می‌شود تا روح تازه‌ای در بدنه سازمان دمیده شود تا بتواند در بازارهای جهانی رقابت کند.

💡 شاعر در اشعار خود همواره تلاش می‌کند با واژگانی که معنای نو دمیدن را تداعی می‌کنند، جانی تازه به کلام و احساسات درونی خوانندگان خود ببخشد.

💡 پس از سال‌ها رکود اقتصادی، پروژه‌های عظیم عمرانی باعث نو دمیدن امید در دل‌های ساکنان این شهر کوچک و ویران شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران