نفرت گرفتن

لغت نامه دهخدا

نفرت گرفتن. [ ن ِ رَ گ ِرِ ت َ ] ( مص مرکب ) بیزار شدن. رمیدن: مردم از او سیر نگردد و طبع نفرت نگیرد. ( نوروزنامه ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیزار شدن کراهت یافتن:... از بهر آنکه ذوق شعر خلل میکند و طبع از آن نفرت میگیرد. نفرت نمودن. ( مصدر ) نشان دادن کراهت بیزاری نمودن: طبع شعرائ عرب از قبول آن نفرت کلی ننمود

جمله سازی با نفرت گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نام این مرد کازویا میشیما، پسر هیهاچی بود. هنگامی که کازویا تنها پنج سال داشت، پدرش او را از صخره‌ای به پایین انداخت تا ببیند آیا کازویا واقعاً پسر او هست یا نه (این بستگی به توانایی کازویا داشت که آیا از افتادن جان سالم به در می‌برد و از صخره بالا می‌آمد یا خیر). در حقیقت کازویا جان سالم به در برد، اما یک زخم عمیق بر روی سینهٔ او پدیدار شده بود که به آرامی جان او را می‌گرفت. شیطان جلوی کازویا پدیدار شد، و به او پیشنهاد فرصتی داد تا در ازای گرفتن روح او، قدرت خود را بازپس گرفته و انتقام خود را از هیهاچی بگیرد. کازویا پر از خشم و نفرت، این پیشنهاد را قبول کرد.

💡 نماينده بريتانيا در آن زمان در عراق بنام (سرپرسى كاكس ) بارها از وى درخواستملاقات كرد ولى همواره از جانب ميرزا جواب رد شنيد. وقتى كاكس از گرفتن وقت ملاقاتبا او نااميد شد، تصميم گرفت وقت ملاقات با او نااميد شد، تصميم گرفت بدون وقتقبلى ناگهانى با او ديدار كند. وقتى به اينعمل اقدام ورزيد، نه تنها با خوشامد گويى ميرزا مواجه نشد جناب ايشان با چهرهگرفته و آكنده از خشم و نفرت پشت به او كرد و كاكس با حالتى شكست خورده از آنجاخارج شد. عكس العمل ميرزا در مقابل او نه به ايندليل بود كه كه كاكس فردى خارجى به شمار مى آمد، بلكه به اين سبب بود كه اونماينده رژيمى بود كه به سرزمين اسلامى تجاوز كرده و دستش تا مرفق به خونمسلمانان آغشته بود.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز