لغت نامه دهخدا
نفخ کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به نفخ مبتلا شدن. آماس کردن. ورم کردن. رجوع به نفخ شود.
نفخ کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به نفخ مبتلا شدن. آماس کردن. ورم کردن. رجوع به نفخ شود.
به نفخ مبتلا شدن. آماس کردن. ورم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میوهٔ شیرین رازیانه در بسیاری از جوشاندهها که به صورت مخلوط تهیه میشوند به کار میرود. از آن ضمن خوشبو و مطبوع کردن طعم جوشاندهها به عنوان ضد نفخ بسیار مؤثر استفاده میکنند.
💡 دارای طبیعتی گرم و خشک است. خواص: رفع تهوع، تقویت معده و کبد، برطرف کردن انگل در معده و روده، پیشگیری از سرماخوردگی، رفع گلودرد، ضد نفخ، ضد التهاب، معرق و بادشکن، نیروبخش، تقویت قوای جنسی، رفع مسمومیت، درمان بلغم.