نفاق زدن

لغت نامه دهخدا

نفاق زدن. [ ن ِزَ دَ ] ( مص مرکب ) دوروئی کردن. تزویر کردن: وزیر پوشیده نفاقی می زد. ( تاریخ بیهقی ص 623 ).

فرهنگ فارسی

دو روئی کردن. تزویر کردن.

جمله سازی با نفاق زدن

💡 عقبات جهنم و رنج ابد نرسد به عذاب نفاق و حسد تو امان طلب از در خلد و درآ به تغافل از اهل زمانه زدن

💡 در مجالس حرف سرگوشی زدن با یکدگر در زمین سینه ها تخم نفاق افشاندن است

ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز