لغت نامه دهخدا
نعلچی گر. [ ن َ گ َ ] ( ص مرکب ) نعلبند. ( یادداشت مؤلف ). || نعلچی. نعلچه گر. رجوع به نعلچی شود.
نعلچی گر. [ ن َ گ َ ] ( ص مرکب ) نعلبند. ( یادداشت مؤلف ). || نعلچی. نعلچه گر. رجوع به نعلچی شود.
نعلبند. یا نعلچی. نعلچه گر.
آنکه نعل ستوران سازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستیاران صحنه: مصطفی باقی/مهدی حیدریان/مصطفی نعلچی