لغت نامه دهخدا
نرمه بر. [ ن َ م َ / م ِ ب ُ ] ( نف مرکب ) نرم بُر.محیل. مکار. گربز. موذی. که مقاصد سوء خود را به آهستگی و ملایمت پیش برد. ( یادداشت مؤلف ). آب زیرکاه.
نرمه بر. [ ن َ م َ / م ِ ب ُ ] ( نف مرکب ) نرم بُر.محیل. مکار. گربز. موذی. که مقاصد سوء خود را به آهستگی و ملایمت پیش برد. ( یادداشت مؤلف ). آب زیرکاه.
محیل و مکار موذی.
💡 یکی ازصنایع دستی روستای فروان، جاروبافی است که در حال فراموشی است. درحاشیه مزارع روستای خلخالیه، نیزارهای وسیعی وجود دارد که کودکان و نوجوانان و در گذشته زنان و مردان گلهای نیها را چیده و بعد از بافت به بازار عرضه میکنند و به عنوان منبع درآمدی برای خصوصاً کودکان و نوچوانان (بعنوان کسانی که گلهای نی را جمعآوری میکردند) و زنان روستا (بافنده جارو) میباشد. این نوع جارو به نرمه جارو معرف است.
💡 بدانكه در روز هفتم سنت مؤ كد است ختنه كردن پسران و اگر در روز هفتم نكند هم سنت استبعد از آن تا بالغ شدن طفل و بعد از بالغ شدن برخودش واجبست و بعضى گفته اندنزديك ببلوغ بر ولى طفل واجب است و ختنه كردن دختران نيز سنت است ومستحب است كهاندكى ببرند بسيار نبرند وسوراخ كردن نرمه گوش راست را وبالا گوش چپ از براىپسران سنت است.
💡 نرمهنای دارای نی مخصوص کوچکی است که قمیش خوانده میشود و معمولاً دارای ۹ تا ۱۴ سانتیمتر درازا است. نی کوچک یا قمیش به وسیله بست چوبی انعطافپذیری که در طول نی متحرک است احاطه شده و بر روی آن میلغزد. این بست برای کوک کردن نرمهنای است، زیرا همین بست باز و بسته کردن دهانه نی را کنترل میکند. این نی به وفور در اطراف رود ارس و در نیزارهای کرمانشاه و ایلام میروید.