لغت نامه دهخدا
نرم زبان. [ ن َ زَ ] ( ص مرکب ) نرم گوی. آدمی آهسته گوی و ملایم. ( آنندراج ). که زبانی خوش و ملایم دارد. که به ملایمت و ملاطفت با دیگران گفتگو کند.
نرم زبان. [ ن َ زَ ] ( ص مرکب ) نرم گوی. آدمی آهسته گوی و ملایم. ( آنندراج ). که زبانی خوش و ملایم دارد. که به ملایمت و ملاطفت با دیگران گفتگو کند.
نرم گوی آدمی آهسته گوی و ملایم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدن قوی کند و طبع شاد و فکرت تیز حدیث نرم و زبان جاری و سخن کوتاه
💡 اپتیمیزیشنها و غیره) نیز تسهیل شدند. بدین ترتیب نخستین برنامه اسمبلی SOAP که اختصار عبارت برنامه اسمبلی اپتیمال نمادین (Symbolic Optimal Assembly Program) بود توسعه یافت. در ادامه کامپایلرها، لودرها و نرمافزارهای کاربردی به زبان اسمبلی کدنویسی شدند و فرایند بوتاسترپ با توسعه سیستمهای نرمافزاری پیچیده با استفاده از نرمافزارهای سادهتر ادامه یافت.
💡 همچو دندانسخترویانسنگمینای خودند چون زبان نرمی ملایمطینتان را مومیاست
💡 کس را چو زبان نرم خود همدم نیست! پشتی، چون روی گرم در عالم نیست
💡 زاهدان تیغ زبان برخاکساران می کشند در زمین نرم طوفان می کند جاروب خشک