نرخ شکن
مترادفها
قیمتشکن
لغت نامه دهخدا
نرخ شکن. [ ن ِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) متاع خوب و ارزانی که ارزش اجناس مشابه را در بازار کم کند. ارزان.
فرهنگ فارسی
متاع خوب ارزانی که ارزش اجناس مشابه را در بازار کم کند ارزان.
جمله سازی با نرخ شکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خواهی که نرخ مشک شکسته شود به چین بر زن به زلف پر شکن مشکفام دوست
💡 برخی از نرمافزارهای جدید به عنوان نرخ شکن شناخته میشوند که به کاربران اجازه میدهند تا قیمتهای کمتر را از سایتهای خارجی دریافت کنند.
💡 استفاده از ابزارهای نرخ شکن در معاملات بینالمللی میتواند باعث ایجاد عدم توازن در بازار و ضرر مالی برای تولیدکنندگان داخلی شود.
💡 در دنیای دیجیتال، پدیدهای به نام نرخ شکن به وجود آمده که با تغییر موقعیت جغرافیایی، قیمت اشتراک سرویسها را کاهش میدهد.