لغت نامه دهخدا
نرخ گذاری. [ ن ِ گ ُ ] ( حامص مرکب )نرخ گذاشتن. قیمت معین کردن. تعیین بها. نرخ بندی.
نرخ گذاری. [ ن ِ گ ُ ] ( حامص مرکب )نرخ گذاشتن. قیمت معین کردن. تعیین بها. نرخ بندی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بررسی امکان تأسیس یک بانک توسعه چند ملیتی در لبنان، بررسی کاربرد تئوریهای عمده و مصرف و سرمایه گذاری در اقتصاد ایران، بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ با توجه به تجربیات آلمان غربی، ارزیابی سیاست نرخ گذاری ارز در ایران، نگرشی بر اصلاحات ساختاری جامعه و توسعه نیافته
💡 او در زمینه سیاست ارزی نیز معتقد است باید به جای اصلاح ساختار مدیریت بازار ارز، نرخ گذاری و تخصیص ارز به شیوه دولتی ادامه یابد و با اقدامات امنیتی و پلیسی بازار ارز آزاد داخلی جمع شود.