نجوم دان
مترادفها
ستارهشناس، فلکیشناس
لغت نامه دهخدا
نجوم دان. [ ن ُ] ( نف مرکب ) عارف به علم نجوم. رجوع به نجوم شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) عالم علم نجوماخترشناس منجم.
جمله سازی با نجوم دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت پیغامبر که در بحر هموم در دلالت دان تو یاران را نجوم
💡 همه ظلم از نجوم و از فلک دان که لعنت بر نجوم و بر فلک باد
💡 یک نجوم دان بزرگ همیشه با دقت و وسواس بسیار زیاد، حرکت ستارگان و سیارات را در آسمان شب زیر نظر میگیرد تا دادههای جدیدی ثبت کند.
💡 برای تبدیل شدن به یک نجوم دان حرفهای، فرد باید دانش عمیقی در زمینههای ریاضیات، فیزیک و علوم مربوط به حرکت اجرام آسمانی داشته باشد.
💡 هر نجوم دان امیدوار است روزی بتواند با کشف یک پدیده جدید در کهکشان، نام خود را در تاریخ علمی و در میان دانشمندان ثبت کند.