نایاب شدن
مترادفها
کمیاب شدن، گم شدن، از دست رفتن
متضادها
یافت شدن، موجود شدن، رایج شدن
لغت نامه دهخدا
نایاب شدن. [ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) قحط شدن. معدوم شدن:
از این مزرع شد آب مهر نایاب
چو کاهش چهره گشت از دوری آب.وحشی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - یافت نشدن.۲ - کم یافت شدن نادربودن.
جمله سازی با نایاب شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دسته دوم، استدلالهای بیوشیمیایی هستند که بر تناسب غیرمعمول محیط شیمیایی جهت به وجود آمدن حیات تأکید میورزند. وارد و برونلی از دیدگاه زمینشناسی ادعا کردند که شرایط سیارهای لازم برای به وجود آمدن حیات هوشمند بسیار نایاب است. اما روش دوم استدلال بر شرایط کافی برای وقوع تکامل و جهتگیری آن تأکید میورزند، و استدلال میکنند که با فراهم شدن شرایط خاص فرایند تکاملی همواره به سمت مشخصی میرود.
💡 روش دوم استدلال بر شرایط کافی برای وقوع فرگشت و جهتگیری آن تأکید میورزند، و استدلال میکنند که با فراهم شدن شرایط خاص فرایند فرگشتی همواره به سمت مشخصی میرود. استدلالهای بیوشیمیایی در این گروه جای میگیرند. این استدلالها بر تناسب نامعمول محیط شیمیایی جهت پیدایی حیات تأکید میورزند. وارد و برونلی از دیدگاه زمینشناسی ادعا کردند که شرایط سیارهای لازم برای به وجود آمدن حیات هوشمند بسیار نایاب است.
💡 به دلیل تغییرات اقلیمی و تخریب محیط زیست، بسیاری از گونههای جانوری و گیاهی در حال نایاب شدن در جنگلهای بارانی جهان هستند.
💡 در بازار کالاهای قدیمی و عتیقه، یافتن قطعاتی که در حال نایاب شدن هستند، نیازمند دانش و تجربه بسیار زیادی از سوی خریداران است.
💡 با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی مردم، برخی از صنایع دستی سنتی و مهارتهای قدیمی در حال نایاب شدن هستند.