ناورد زدن

لغت نامه دهخدا

ناورد زدن. [ وَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جولان دادن. چرخیدن:
به هر در کز دهن خواهم برآورد
زنم پهلو به پهلو چند ناورد.نظامی.حسابی کرد با خود کاین جوانمرد
که زد بر پشت من چون چرخ ناورد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جولان دادن.

جمله سازی با ناورد زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر زاغ سیه باغ ز بلبل بستاند دستان نتواند زدن و ناورد الحان

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز