لغت نامه دهخدا
نام گم کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فراموش کردن. از یاد بردن. ترک گفتن. وانهادن:
نه خاقانیم نام گم کن مرا
که شد نام و ننگی که من داشتم.خاقانی.
نام گم کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فراموش کردن. از یاد بردن. ترک گفتن. وانهادن:
نه خاقانیم نام گم کن مرا
که شد نام و ننگی که من داشتم.خاقانی.
فراموش کردن. از یاد بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانش و هنر خویش یافت او همه نام گمان مبر که کسی نامور شده است بخیر
💡 چراغ آل شداد است و شمع آل بقراطون؟ بدانش نام گم کرده است بقراط و فلاطون را
💡 که بادش ز روی زمین نام گم که بر من روا داشت این اشتلم
💡 نوشتههای منتشر شدهٔ او شامل یک خود زندگینامه به نام گمشدهای پشت مرزها است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شدهاست.
💡 یک نام شنیدست از آن یار گرامی زان نام گمان برده که سلطان انامست