نادانی کردن

مترادف‌ها

جهل ورزیدن، بی‌اطلاعی

متضادها

دانایی، آگاهی

لغت نامه دهخدا

نادانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حماقت کردن. جهالت کردن. ( ناظم الاطباء ). کارهای جاهلانه کردن. سبکی و جلفی و حماقت کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جهالت کردن حماقت کردن.

جمله سازی با نادانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترک سرمستی و در کردن خون هشیاری طفل نادانی و در بردن دل دانایی

💡 چو شد حکم قضا نازل چه بر مجنون چه بر عاقل نشاید دفعِ آن کردن به نادانی و دانایی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران