لغت نامه دهخدا
ناگریسته. [ گ ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گریسته.
ناگریسته. [ گ ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گریسته.
مقابل گریسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشمن به خون نشسته برای تو همچو دوست بیگانه در غم تو چو محرم گریسته
💡 بر تشنه کامی تو میان دو نهرآب تسنیم گریه کرده و کوثر گریسته
💡 بر زخم های پیکرت ای کشتهٔ غریب شمشیر و، تیر و، نیزه و، خنجر، گریسته
💡 تا کشوری در آب و در آتش نهفت خاک شش کشور از وفات تو بر ما گریسته
💡 تنها همین نه جد تو در ماتمت گریست خیل رسل به چشم ز خون تر، گریسته
💡 شاه جهان گشاده اقالیم را به تیغ تیغش به خنده زهره بر اعدا گریسته