لغت نامه دهخدا
ناپراکنده. [ پ َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مجتمع. غیرمنتشر. نامتفرق. مقابل پراکنده.
ناپراکنده. [ پ َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مجتمع. غیرمنتشر. نامتفرق. مقابل پراکنده.
مجتمع غیر منتشر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون دفتر گل باد پراکنده به هر باد هر دل که در او از طرفی نیست هوایی
💡 همچنین ایل روزافزون ریشه در شهرستان پیرانشهر از مناطق کُردنشین استان آذربایجان غربی دارد که افراد این ایل هماکنون بهطور پراکنده در شهرستان بابل زندگی میکنند.
💡 که تفسیر سادهای از احتمال پیدا کردن ذرات پراکنده شده در یک زاویه فضایی را میدهد.
💡 سخن بادست ای بنده کند دل را پراکنده ولیکن اوش فرماید که گرد آور پریشان را
💡 صائب آنان که گزیدند به غمها غم عشق دست بر سینه غمهای پراکنده زدند
💡 به غیراز این، کشت میوه به صورت پراکنده در ریفیلکه و در جزایر داخلی بوکنافیورد انجام میگیرد. همچنین استان روگالاند دارای تعدادی مزرعه پرورش و تولید خز، به صورت عمده، از جنس مینک است.