لغت نامه دهخدا
ناپذرفته. [ پ َ رُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناپذیرفته. رجوع به ناپذیرفته شود.
ناپذرفته. [ پ َ رُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناپذیرفته. رجوع به ناپذیرفته شود.
نا پذیرفته.
💡 که بیهوده است ازشما این نماز که پذرفته نبود بر بی نیاز
💡 جوابش داد کین پذرفتهام من که از ملک تو بیرون رفتهام من
💡 پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش را ای از تو جود، کام دل خویش یافته
💡 نخست آنچه از گنج زر گفته بود رسانید چندانکه پذرفته بود
💡 به ما بخش گنجی که پذرفتهای وفا کن به چیزی که خود گفتهای
💡 خجسته باد ترا عید و روزه پذرفته ولی بناز و شادی، عدو بمحنت و شر