لغت نامه دهخدا
( ناآگه ) ناآگه. [ گ َه ْ ] ( ص مرکب ) ناآگاه. مقابل آگه. نامطلع.بی خبر. که آگهی و اطلاع ندارد. || بی وقوف.بی تجربه. ناوارد به کار. رجوع به آگاه و آگه شود.
( ناآگه ) ناآگه. [ گ َه ْ ] ( ص مرکب ) ناآگاه. مقابل آگه. نامطلع.بی خبر. که آگهی و اطلاع ندارد. || بی وقوف.بی تجربه. ناوارد به کار. رجوع به آگاه و آگه شود.
( نا آگه ) ( صفت ) ۱ - بی خبر. نامستحضر. ۲ - ناهوشیار خفته. ۳ - بی تجربه مقابل آگاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بندگی از سر جان نا آگهی است زان غم دیگر سرود او تهی است
💡 طفلکی از خویشتن نا آگهی گوهر آلوده ئی خاک رهی