فرهنگستان زبان و ادب
{glass enamel} [سرامیک] مخلوط اکسیدها یا نمک های فلزی رنگی با مواد گدازآور دارای نقطۀ ذوب پایین برای تزئین یا برچسب زدن سطوح شیشه ای
{glass enamel} [سرامیک] مخلوط اکسیدها یا نمک های فلزی رنگی با مواد گدازآور دارای نقطۀ ذوب پایین برای تزئین یا برچسب زدن سطوح شیشه ای
مخلوط اکسیدها یا نمکهای فلزی رنگی با مواد گدازآور دارای نقطۀ ذوب پایین برای تزئین یا برچسب زدن سطوح شیشهای.
💡 شیشه خالی نمی گردد نفس را سنگ راه ناله من تا چه با گردون مینایی کند
💡 در شیشه گردون نیست کیفیت چشم او این ساغر مرد افکن مینای دگردارد
💡 می رساندم پیش ازین از شیشه خالی شراب می خلد می در دلم امروز چون مینای خشک
💡 تا ز مینای غم عشق تو صهبا زدهام عقل را شیشه ناموس به خارا زدهام
💡 ز وهم بر سر مینای خود چه میلرزی شنو ز شیشهگران در شکستن سنگند