مکتفی با
مترادفها
بسنده به، اکتفا به
متضادها
نیازمند، محتاج
لغت نامه دهخدا
مکتفی با. [ م ُ ت َ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) ( جلوس 289 - 295 هَ. ق. ). رجوع به علی عباسی شود.
جمله سازی با مکتفی با
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در لغتنامه دهخدا آمدهاست که در سالهای ۲۸۱ و ۲۹۳ هجری قمری، کردان موصل که به کردان هزبانی معروف بودند، انقلاب کردند و با لشکر مکتفی بالله که به یاری حاکم موصل، عبدالله بن حمدان آمده بود، نبرد کردند.
💡 معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت بهشمار میرفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود. از سوی دیگر، معتمد عباسی، خود، تحت سلطه برادرش موفق بالله بود که فرماندهی سپاه را در اختیار داشت و دیوان را تحت تسلط داشت، بهطوریکه از ۸۸۲ عملاً خلیفه تحت اسارت خانگی قرار داشت و قدرتی نداشت. موفق و پسرش معتضد (خلافت از ۸۹۲ تا ۹۰۲ میلادی)، و فرزندان وی مکتفی (از ۹۰۲ تا ۹۰۸ میلادی) و مقتدر (از ۹۰۸ تا ۹۳۲ میلادی) موفق شدند با بهکارگیری دستگاه دیوانی و قدرت نظامی، نهاد خلافت را احیا کنند.