مژده رسیدن

لغت نامه دهخدا

مژده رسیدن. [ م ُ دَ / دِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) وصول خبر خوش. بشارت رسیدن. خبر خوش رسیدن:
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید.حافظ.رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.حافظ.گر شبی مژده دیدار رسد بخت مرا
به خیال لب و چشم تو شکرخواب کند.خواجه آصفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خبر خوش رسیدن بشارت رسیدن.

جمله سازی با مژده رسیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آورد بخت مژده که خسرو تو غم مخور تیر بلا به سینه فراوان رسیدنی ست