لغت نامه دهخدا
موزائیک کار. [ م ُ ] ( ص مرکب ) آن که موزائیک سازد. موزائیک ساز. کسی که ساختن موزائیک پیشه دارد.
موزائیک کار. [ م ُ ] ( ص مرکب ) آن که موزائیک سازد. موزائیک ساز. کسی که ساختن موزائیک پیشه دارد.
( صفت ) بنایی که موزائیک سازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برعکس بقیه موزائیکهای ایا صوفیا که بر روی آنها گچ معمولی گرفته شده بود تا پنهان گردند، موزائیک امپراتور الکساندر کاملاً بر رویش رنگ کاری شده بود و این امر باعث پوشش کامل و پنهان ماندن آن برای مدتهای مدیدی شده بود. آقای ارنست آندر وود (Ernest J.W. Underwood) که بعد از آقای وایت مور مدیر مؤسسه بیزانس بود این موزائیک را تمیز نموده و در معرض دید همگان قرار داد.
💡 در دائرةالمعارف فارسی دربارهٔ خاتمکاری و خاتمسازی آمدهاست: «هنر آراستن سطح اشیاء به صورتی شبیه موزائیک، با مثلثهای کوچک. طرحهای گوناگون خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسی بودهاست. این اشکال هندسی را با قراردادن مثلثهای کوچک در کنار هم نقشبندی میکنند. مثلثها را از انواع چوب، فلز و استخوان میسازند. هرچه مثلثها ریزتر و ظریفتر باشند، خاتم مرغوبتر است. در یک طرح خاتم، برای ساختن کوچکترین واحد هندسی، حداقل سه مثلث و برای بزرگترین آن، حداکثر چهارصد مثلث به کار میرود.»