لغت نامه دهخدا
قافله باشی. [ ف ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) کاروان سالار. قافله سالار. ( آنندراج ). سردار قافله. ( آنندراج ).
قافله باشی. [ ف ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) کاروان سالار. قافله سالار. ( آنندراج ). سردار قافله. ( آنندراج ).
( صفت ) قافله سالار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بادیه بیخبری گمشدگانیم این قافله را راهنما بلکه تو باشی
💡 چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟ گذرد قافله عمر و تو غافل باشی
💡 ای خوش آن طایفه ای را که تو باشی سرخیل وی خوش آن قافله ای را که تو باشی سالار