لغت نامه دهخدا
موبد ایرانی. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) از گویندگان فارسی زبان بودو در هندوستان به سیاحت پرداخت. بیت زیر از اوست:
از دیر و کعبه حاجت من گر روا شدی
چندین چرا مشقت هر کیش بردمی.( از قاموس الاعلام ترکی ) ( ازفرهنگ سخنوران ).
موبد ایرانی. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) از گویندگان فارسی زبان بودو در هندوستان به سیاحت پرداخت. بیت زیر از اوست:
از دیر و کعبه حاجت من گر روا شدی
چندین چرا مشقت هر کیش بردمی.( از قاموس الاعلام ترکی ) ( ازفرهنگ سخنوران ).
از گویندگان فارسی زبان بود و در هندوستان به سیاحت پرداخت.
💡 این اندرز به آذرباد مهرسپندان، موبدان موبد عصر شاپور ساسانی (۷۹–۳۰۹ م) نسبت داده شده است. این رساله شامل دستورالعملهای اخلاقی تجربی است که حاصل سدههای متوالی زندگی ایرانیها است و چکیده آنها را آذرباید به فرزند خود توصیه کرده و شهرت عام یافته است. افزون بر این رساله، دو متن دیگر نیز تحت عنوان واژهای چند از آذرباد مهرسپندان و اندرز انوشگروان آذرباد مهرسپندان به آذرباد نسبت داده شده است که همان مجموعه متون پهلوی درج گردیده است.
💡 بگداد از آذربانان زرتشتی بود که پس از تسخیر ایران بهدست اسکندر مقدونی در شهر استخر پارس به عنوان یک موبد حاکم فرمانروایی میکرد. او نخستین (امروزه این نظر که بگداد نخستین فرترکه است بهشدت دستخوش تلاطم گشته و از جهت سکه شناختی بنظر میرسد وی فرترکه چهارم است) حاکم محلی ایرانی بود که سلوکیان انتصاب او را به عنوان یک فرمانروای محلی تحت قلمرو خود پذیرفتند.